مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

40

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

من با سوز بر تو خواهم گريست در شامگاهان و سحرگاهان ، و بر تو خواهم گريست تا آن هنگامى كه ريشه‌اى [ در زمين ] حركت مىكند و درختان به بار مىنشينند ! « 1 » 3 - عزادارى پرندگان خوارزمى از مفضّل بن عمر جعفى نقل مىكند كه گفت : « از امام صادق ( ع ) شنيدم كه فرمود : پدرم محمّد بن على از پدرش على بن الحسين براى من روايت كرد و گفت : چون حسين كشته شد كلاغى آمد و خود را به خون حسين آغشته كرد . آنگاه پرواز كرد و در مدينه بر روى ديوار خانهء فاطمهء صغرى ، دختر امام حسين ( ع ) نشست . فاطمه سر بلند كرد و نگاهى به كلاغ انداخت و گريست . . . » . « 2 » خوارزمى از شطاح ورّاق نقل مىكند كه گفت : از فتح بن سحرف « 3 » شنيدم كه مىگويد : « من هر روز براى گنجشكان دانه مىپاشيدم و مىخوردند . امّا در روز عاشورا برايشان دانه ريختم ولى نخوردند . از اينجا دانستم كه به خاطر قتل حسين از خوردن خوددارى كرده‌اند » . « 4 » 4 - خاكستر شدن زعفران و تلخ شدن گوشت ابن شهرآشوب به نقل از احاديث ابن حاشر گويد : نزد ما مردى بود كه به جنگ حسين ( ع ) رفت و با شتر و زعفران بازگشت . زعفران را هر چه مىكوبيدند آتش مىشد و چون زنش از آن به دست ماليد پيسى گرفت . شتر را كشتند و هرجايى را كه با چاقو مىبريدند تبديل به آتش مىشد ؛ و چون آن را پاره پاره كردند ، از آن آتش بيرون آمد ؛ و چون آن را پختند از ديگ آتش زبانه كشيد » . « 5 »

--> ( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 97 ، باب 29 ، حديث 11 . ( 2 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 92 . ( 3 ) . در سير الاعلام النباء ، ج 13 ، ص 93 و ج 8 ، ص 387 فتح بن شخرف نقل شده است كه گويا در سال 73 وفات يافت . در تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 384 آمده است او يكى از جهانگردان پارسا بود . سرانجام در بغداد سكونت گزيد . . . و تا پايان عمر به پارسايى و نيكوكارى شهرت داشت . ( 4 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 91 . ( 5 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 215 ؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 302 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 617 .